عدالت و مهر ورزی ،تضمین کننده پشتوانه نظام مردمی

 

مع استجلابک حسن ثنائهم و تبجحک باستفاضه العدل فیهم معتمداً فضل قوتهم بما ذخرت عندهم من اجمامک لهم و الثقه منهم بما عوّدتهم من عدلک علیهم و رفقک بهم فربّما حدث من الامور ما إذا عوّلت فیه علیهم من بعد احتملوه طیبه انفسهم به فانّ العمران محتمل ماحمّلته

با بدست آوردن ثناء نیکوی آنها،جلب رضایت و خشنودی آنها و با خشنودی از عدالت گستری در میان مردم در حالی که به افزایش توان آنها تکیه می کنی و بدانچه نزدشان ( از محبّت ) اندوختی و به آنان بخشیدی و اطمینان به آنها بواسطه گسترش عدالت وبواسطه مهر ورزی با آنان اگر در آینده مشکلی برای حکومت پیش آید وبخواهی کاری را برعهده شان بگذاری ، با میل ورغبت خواهند پذیرفت زیرا عمران وآبادی قدرت تحمل مردم را زیاد می کند .

امنیت ملی وبین اللملی هر نظامی برپشتوانه مردمی مبتنی است وتنها عاملی که در 26 سال عمر نظام اسلامی ، موجب شده است که توطئه وترفندهای داخلی وخارجی خنثی شده ودشمنان ناکام بمانند ، حضور گسترده مردم در صحنه بوده وبا حماسه آفرینی مردم در 8سال دفاع مقدس ومبارزه با گروهکها در جنگ های قومیتی ، امنیّت ملّی وبین المللی نظام آنچنان تضمین شده است که دشمنان جرات رویارویی با نظام اسلامی را ندارند . سخن امام علی (ع) در حدیث 339 غررالحکم در این رابطه قابل توجه است که می فرماید: "من عدل فی سلطانه استغنی عن اعوانه"زمامدارانی که عدالت گستری را پیشه خود کنند ، برای حفظ حاکمیت از اعوان وانصار ویژه بی نیاز می شوند.

 


علت این بی نیازی ، پشتوانه عظیم مردمی است وامروز دولت هایی وجود دارد که به علت ستم کاری به مردم موجودیت شان وابسته به ارتش ونیروهای ویژه می باشد زیرا از پشتوانه مردمی محروم اند وآن حضرت در همان منبع در جمله ای بسیار زیبا می فرماید :

"قلوب الرعیه خزائن راعیها فما اودعها من عدل أو جور وجده "

دلهای مردم خزینه ها وصندوقچه های زمامداران است پس اگر آنان عدالت پیشه کنند ، دلهای مردم از مهر ومحبت نسبت به عدالت گستری آنان لبریز می شود واگر ستمکاری را پیشه کنند ، دلهای مردم از تنفر نسبت به آنان لبریز می گردد.
دل های مردم عراق مملوّ از تنفر نسبت به صدام به خاطر ظلم وستم های بیشمار او بود وبراین اساس هنگامی که آمریکا به عراق حمله کرد ،مردم نه تنها او را یاری نکردند بلکه برای فروپاشی نظام جهنمی بعثی با آنان همکاری کردند و از نیروهای بزدل و ویژه صدام هم کاری بر نیامد وپا به فرار نهادند ودرنقطه مقابل ، دل های مردم ایران نسبت به امام خمینی (قدس سره شریف) سرشار از مهر ومحبت وصفا بود ودر جنگ 8 ساله علیرغم اینکه همه قدرتمندان عالم پشت سر صدام قرار گرفتند اما دچار شکست شدند ونظام جمهوری اسلامی به پیروزی رسید .

زمامداران ما خصوصاً دولت جدید به عدالت گستری باید به عنوان یک راهبرد اساسی در امنیت ملی و بین المللی نگریسته وبحمدالله به این نکته تفطن وجود دارد

که مردم را با عدالت می توان برای حفظ انقلاب وعبور نظام از گردنه های صعب العبور در صحنه نگه داشت .

 

 

 

شـفـاعـت در لـغـت بـه مـعـنـى ضميمه كردن چيزى به چيز ديگر و جفت نمودن آن است و دراصطلاح مذهبى به معنى كمك كردن اولياى خدا ( پيامبران , امامان و مردم صالح ودرستكار ) براى نجات افرادى است كه در طول زندگى مرتكب لغزش‌هايى شده اند .

 

الـبته كمك به نجات افراد گنهكار دو صورت دارد : يك شكل آن به اصطلاح پارتى بازى و ظلم و ستم و تبعيض نارواست و شكل ديگر آن يك نوع درس تربيت , روزنه اميد ووسيله تكامل مى باشد . اگر افرادى كه مورد شفاعت واقع مى شوند هيچ گونه شايستگى نداشته باشند , و درعين حال به آنها بدون جهت كمك شود و بر ديگران مقدم گردند , اين كار يك نوع تبعيض ناروا و تشويق مردم به گناه و تامين دادن به آنها در برابر جنايات است . ايـن هـمـان شـفـاعـت غلط و ناروايى است كه بايد گفت موجب جرات جنايتكاران از انجام هيچ جنايتى كوتاهى نكنند , ولى مسلما هدف آيات , اين نوع شفاعت نيست كه عقل وخرد آن را محكوم مى كند .

 

ولـى اگـر بـعـضـى از گناهكاران به خاطر پيوندهاى معنوى كه با خدا داشتند و به خاطر ارتباط ايمانى كه با اولياى پروردگار برقرار ساخته بودند مورد كمك شفيعان روز رستاخيز قرار گيرند , در اين صورت نويد شفاعت نه تنها موجب تشويق و مستلزم تبعيض ناروا نيست , بلكه عين عدالت و وسيله تربيت و بازگشت افراد گنهكار ازنيمه راه است .

 

هـمـان طـور كه قرآن مجيد بيان مى كند , شفاعت اولياى خدا منوط به اذن پروردگار جهان است و تا اجازه خدا نباشد هيچ كس نمى تواند شفاعت نمايد ,ناگفته پيداست كه اذن خـدا بـى جـهـت و بـدون حكمت نخواهد بود ; در اين صورت بايد گفت اذن خدا شامل حال كـسـانى مى شود كه براى عفو و اغماض شايستگى دارند و اگر در طول زندگى لغزش و گناهى داشـتـنـد بـه مـرحله پرده درى و طغيان نرسيده و اگر رابطه خود رادر بعضى از جهات ضعيف كـرده اند , ولى بكلى آن را از بين نبرده اند , چنين افرادى كه پيوندهاى گوناگون خود را با حق و حقيقت نگسسته اند مشمول و شايسته شفاعت مى شوند. نويد شفاعت با اين شرط خود هشدارى است به افرادى كه گاهى مرتكب گناه مى شوند كه بهوش بـاشند و هر چه زودتر از ادامه گناه باز گردند و همه پيوندها را پاره نكنندو پرده ها را ندرند و از شعاع شفاعت دور نگردند كه در غير اين صورت , راه نجاتى براى آنان نخواهد بود . هـمـين احساس و توجه , در بازگشت افراد گناهكار به راه حق و تجديد نظر دربرنامه هاى غلط مـوثـر مـى گـردد و در حـقـيقت , روزنه اميدى براى پاك ساختن برنامه زندگى از نقاط تاريك محسوب مى شود .

عدالت و موانع برقراری آن از نظر کتب مقدس (قرآن- نهج البلاغه)

 

*اتَعدلُ حَسَنَ وَلکِن فی الاُمَراءِ أحسَنُ...*

 

دادگری نیک است، ولی برای زمامداران نیک تر است

 

نهج البلاغه نامه 53. (خطاب اشتر نخعی):

 

«و بر تو واجب است خاطر داشتن آنچه بر- والیان- پیش از تو رفته است. از حکومت عدلی که کرده اند و سنت نیکویی که نهاده اند. یا اثری که از پیامبر ما (ص) به جاست ی واجبی که در کتاب خداست. پس اقتدا کنی بدانچه دیدی ما بدان رفتار کردیم و بکوشی در پیروی آنچه در این عهدنامه به عهده تو نهادیم و من در آن جهت خود را بر تو استوار داشتم تا چون نفس تو خواهد در پی هوای خود رود، تو را بهانه ای نبود».

 

نتیجه: انسان باید کارهای خود را با سرمشق قراردادن قران و سنت پیامبر تطبیق دهد. و خداوند آنها را برای ما قرار داده تا ما بهانه ای نداشته باشیم.(منبع:نهج البلاغه.ترجمه:دکتر سید جعفرشهیدی.انتشارات دارالتبلغ نامه 26)

 

نهج البلاغه کلمات قصار شماره 425:

 

{و فرمودند} همانا خدا را بندگانی است که آنان را به نعمتها مخصوص کند، برای سود های بندگان، پس آن نعمتها را در دست آنان وا می نهد چندانکه آن ر ببخشند و چون از بخشش باز ایستند نعمتها را از ایشان بستاند و دیگران را بدان مخصوص گرداند.

 

نهج البلاغه نامه 53:

 

«وان افضل قره عین الولاه استقامه العدل فی البلاد»

 

«بالاترین چشمه روشنی رهبران دینی و کارگزاران اسلامی برپاداشتن عدالت در بلاد است»

 

دو را به تقوای الهی در اسرار و سیاست و مسایل پشت پرده، آن جا که شاهدی جز خدا حضور ندارد، فرمان می دهم و نیز فرمان می دهم که مبادا در ظاهر خدا اطاعت کند و در خلوت خلاف آن را انجام دهد. کسی که پیدا و نهان و حرف و عمل او یکی باشد، می تواند عهده دار امانت (مسئولیت رهبری) و دارای عبادت خالصانه باشد.(تقوا و پارسایی در نهج البلاغه.مولف مسلمقلی پورگیلانی.انتشارفروزش )

 

عدالت بر اساس آیات قرآن

 

«و اد حکمتم بین الناس ان تحکموال بالعدل» وقتی که حاکم شدید بر پایه ی عدل حکومت کنید(نسا/58 )

 

از آیه شریفه فوق چنان برداشت می شود که حاکمانی از زمان مور را در درست دارند باید در سطح جامعه عدالت را برقرار کنند. شاید در ذهن شخص قاضی مجسم شود آری قاضی نیز یکی از عدالت گران جامعه است اما آنها با قضاوت عدالت را اجرا می کنند و اجرا کننده ی حکمی هستند که اصل عدل آن نیز مشخص نیست و در واقع حاکمان عدالت گر واقعی کسانی هستند که برنامه ای را در سطح جامعه به صورت قانون طرح و برنامه ریزی می کنند و باید اصل عدلت گستری ر در آن بسنجند ( هیئت وزیران (مجریان) مجلس برامه ریزیان و مقانون گذاران و سه قوه ی اصلی)و عدالت همان قوانین اسلامی و شرعی است که حاکمان باید آن را در سطح جامعه اجرا کنند. همانطور که در قانون اساسی( اصل 109 قانون اساسی )می خوانیم، یک رهبر یا حاکم و ... که امور حکومت را بر عهده می گیرد باید مومن باشدو از صفات مومن آن است که در جای عدالت با کمال قدرت و جرئت عدالت گستری کند در این رابطه : عاطفه، محبت و یا دشمنی را نشان ندهد و دیگر آن که برای جامعه مامن و پناهگاهی برای مسلمانان باشد و از چیزی بیم و هراس نداشته باشد و مردم بتوانند به او تکیه کنند.( ولایت فقیه امام خمینی (ره).ناشر موسسه تنظیم ونشر آثار امام خمینی)

 

اهمیت عدالت از دیدگاه اسلام

 

عدالت یکی از اصول مهمی است که دارای اهمیت بالا و ویژه ای است و به همین علت هر شخص باید ین خصلت الهی- اجتماعی را در خود پدیدآورد و از آن به نحو نیک و پسندیده به گونه ای که رضایت شخص و خدا را در بر داشته باشد استفاده کند در طول تاریخ رهبران روشنفکری چون امام خمینی (ره) نیز همیشه انسان ها را به این امر خطیر و حساس امر می کرده اند چنانچه در وصیت نامه ایشان می خوانیم«چرخ های اقتصاد سالم به راه می افتد و عدالت اجتماعی که لازمه یک رژیم سالم است محقق می یابد»3 از این بیان شیوا و پر معنا چنان بر می آید که در جوامع در حال توسعه ای چون ایران اگر مردم: مسئولان و ... خواهان بالا رفتن سطح علمی- صنعتی کشورشان هستند باید جامعه از لحاظ اقتصادی، سالم و عاری از هر گونه مفسد اقتصاد دان باشد و در صورتی که جامعه انرژي زاین لحاظ سالم باشد عدالت اجتماعی ب هدایت رهبران دینی در جامعه جاری خواهد شد.

 

اهمیت عدالت در نظر اسلام از این امر نشات می گیرد که ما کلمه (عدل) را از جمله صفات بازر خداوند و اولین اصل از اصول دین می دانیم. چنانچه در نهج البلاغه درخطبه 87 می خوانیم محبوب ترین انسان در پیشگاه خدا کسی است که دارای این صفت ارزنده باشد.(احب عبادا... قد الزم نفسه العدل) و قرآن چنان در زمینه عدالت و عدل سخن گفته است که به آن لقب «ریاض العدل» را داده اند.

 

پیامبر (ص) فرموده اند: بالعدل قامت السموات و الارض: در بعضی آسمان ها و زمین به عدل وضع گردیده است» و مان انسان ها چون در زندگی فردی و اجتماعی خود نظری بیفکنیم می بینم که اکثر امور زندگی ما بر پیه عدل و پرهیز از هرگونه ثمر استوار است.(البته به خدا موری که توسط ظالمان و خدانشناس ها صورت گرفته است.) و هم چنین ما در سوره مائده ایه 8 می خوانیم«ای اهل ایمان در ره خدا پایدار و استوار بوده و شما گواه عدالت و راستی و درستی باشید و البته شما را نباید عداوت گروهی بر آن بدارد که از طریق عدل بیرون روید عدالت کنید که عدل به تقوی نزدیک تر است و از خدا بترسید که خدا البته به هر چه می کنید آگاه است».

 

و امام علی (ع) در کتاب ابن ابی الحدید( شرح و تفسیر نهج البلاغه – جلد 20) فرموده ند: عدالت از شجاعت برتر است: زیرا اگر مردم همواره در هم جهات بر اساس عدل عمل کنند جامعه ای سرافراز و بی نیاز خواهند داشت.(العدل افضل من الشجاعه لان الناس لو استعملوا العدل عموماًً ما فی جمیعهم لاستغنوا) از این بیان زیبا و فصیح نتیجه می گیریم که ما در زندگی باید ملاک اصلی کارها و اعمالمان را عدالت بدانیم و هیچ گاه حتی زمانی که به سود خودمان است برخلاف عدالت عمل نکنیم.( درسهایی ازوصیت نامه امام خمینی(ره)مولف:سیدمحمدشفی مازندرانی.ناشر:دفترنشرمعارف.صص142-146)

 

نتایجی پیرامون دیدگاه اسلام درباره عدالت:

 

1-یکی از وجهیات اخلاقی انسان آن است که اگر خصوصیتی را در شخصی یا چیزی که مورد علاقه اوست ببیند در صدد کسب آن به صورت ذاتی یا ظاهری در خود بر می آید حال انسان با توجه به اهمیتی که اسلام برای عدالت قائل می شود و آن را در شخصیت هایی مانند امام جمعه، رهبری و ... می بیند سعی در آفریدن این خصوصیت در خود می شود.

 

2-زمانی که عدالت در جامعه برقرار باشد مسلماً اموری که در سطح جامعه صورت می گیرد به ضرر مرد و به نفع ثروتمندان نخواهد بود بلکه سعادت مردم را در پی خواهد داشت و زمانی که جامعه در چنین وضعیتی قرار گرفته باشد قطعاً مردم دلهره ی چندانی از امور مملکتی نخواهند داشت و مسئولان را امین خود و جامعه خواهند دانست در چنین وضعی در جامعه آرامش درونی و آسودگی خاطر و زندگی افراد پدیدار خواهد شد.

عدل برابر داد یکی از اصول مذهب تشیع است.

 

اصول مذهب

 

هر یک از مذاهب کلامی اسلام اصولی مختص به خود دارد، که آنها را از یکدیگر متمایز می سازد. مذهب شیعه علاوه بر توحید، نبوت و معاد به دو اصل مهم دیگر یعنی عدل و امامت اعتقاد دارند. علاوه بر شیعیان معتزله نیز به عدل اعتقاد دارند. البته تفسیر شیعه و معتزله مقداری متفاوت است، ولی در کلام اسلامی این دو گروه به عدلیه معروفند و در مقابل آنها اشاعره معتقد به جبر هستند.

 

تعریف عدل

 

عدل به معنای قضاوت و پاداش به حق می‌‌باشد، یعنی خداوند هیچ عملی را هرچند ناچیز و کوچک باشد از هیچ کس ضایع نکرده و بی اجر و پاداش نمی‌گذارد و بدون تبعیض به هر کس جزای عملش را خواهد داد. قرآن کریم سوره زلزال آیه هفتم: " فمن یعمل مثقال ذرة خیرا یره و من یعمل مثقال ذرة شرا یره" یعنی: پس هر کس ذره‌ای کار خوب انجام دهد آن را خواهد دید و هر کس ذره‌ای کار بد بکند آن را خواهد دید.

 

عدالت و محبت در فراسوي آدمي :

 

می خواهم در فرصت موجود‌‌، کلمه ای را به همراهانم بگویم، یک اسم رمز را٬ چيزي شبيه كلمه عبور را.
آري،هدف زمين زندگي نيست، انسان نيست. زمين بدون اين ها نيز بوده است وبدون اين ها نيز خواهد بود. انسان و زندگي جرقه هايي اند كه از چرخش تند زمين به بيرون پرتاب شده اند.

بياييد متحد شويم، بياييد دست يكديگر را محكم بگيريم، بياييد دلهامان را يكي كنيم، بياييد بيافرينيم - تا زماني كه گرماي اين هنوز احساس مي شود، تا زماني كه هنوز زلزله اي، فاجعه اي يا ستاره ي دنباله داري نابودمان نكرده است - بياييد براي زمين مغزي و قلبي بيافرينيم، بياييد به اين تكاپوي فوق بشري معنايي انساني ببخشيم.

 

 

 

 عدالت و محبت

عدالت در لغت به معنای دادگری کردن است. جرجانی گوید: عدالت در لغت استقامت باشد و در شریعت عبارت است از استقامت بر طریق حق. به اجتناب از آنچه محظور است در دین.
و محبت نیز معنای دوستداری٬ مهر ٬ مودت و عشق را داراست. مولانا در این باب می گوید:« حلوا به کسی ده که محبت نکشیده...»